عملیات مایکی کوچولوی تولدی🤍🍰

عملیات مایکی کوچولوی تولدی🤍🍰
قسمت پنجم

شینیچیرو یه جعبه‌ی بلند و باریک میاره.
مایکی بازش می‌کنه… 
داخلش یه کلید قدیمی موتور، قاب شده تو شیشه. 
کنارش یه کلید جدید.
شینیچیرو: 
«اون قدیمیه… اولین موتوریه که باهاش زمین خوردی. 
اون جدیده… مال موتوریه که با هم می‌سازیم. 
این بار، کنار هم.»
مایکی نفسش بند میاد. 
لبخند می‌زنه ولی چشماش برق می‌زنه.
هدیه دراکن؟
یه زنجیر نقره‌ای ساده. 
نه شلوغ، نه فانتزی.
«اگه یه روز دوباره حس کردی داری می‌افتی… 
این یادآوری میکنه یکی هست که نمی‌ذاره.»
مایکی بدون حرف، زنجیر رو می‌ندازه گردنش.
هدیه بعدی؟
یه آلبوم دست‌ساز.
عکس هایی از خودشون. 
تمرین‌های تومان. 
خنده‌های تنجیکو. 
شینیچیرو تو مغازه. 
اِما تو پارک. 
مایکی که واقعاً می‌خنده.
هینا آروم می‌گه: 
«گاهی وقتی ذهنمون می‌ره سمت تاریکی، باید مدرک داشته باشیم که نور واقعی بوده.»
یوزوها: 
«این زندگی رو نگه دار.»
آکانه فقط لبخند می‌زنه: 
«این یکی رو خراب نکن، باشه؟»
مایکی انگشتش رو روی یکی از عکس‌ها می‌کشه… 
زیر لب: 
«این بار… نه.»
⊹︶ ︶ ︶  ּ ּ︶ ︶ ︶݊   ⊹
مهمونی کم‌کم تموم شده. 
چراغ‌ها هنوز روشنن ولی جمعیت کمتره.
مایکی بیرون مغازه، روی پله‌ها نشسته. 
شیر موز دستشه.
ایزانا میاد کنارش می‌شینه. 
سکوت.
ایزانا: 
«هنوزم می‌ترسی؟»
مایکی مکث می‌کنه. 
«آره. 
می‌ترسم یه روز بیدار شم و همه‌چی ازم گرفته شه.»
ایزانا به آسمون نگاه می‌کنه. 
«پس قوی بمون. 
نه برای اینکه همه رو شکست بدی… 
برای اینکه کنارمون بمونی.»
شینیچیرو از در میاد بیرون، دستش رو می‌ذاره روی شونه‌ی هر دوتاشون.
«قوی بودن یعنی قبول کنی دوستت دارن. 
مایکی… امروز دیدی؟»
مایکی به مغازه نگاه می‌کنه. 
باقی‌مونده‌ی بادکنک‌ها. 
خنده‌ی باجی از داخل. 
سنجو که هنوز با تاکئومی بحث می‌کنه. 
اِما که روی شونه‌ی دراکن خوابش برده.
لبخند می‌زنه.
این بار نه تاریکی تو چشماش هست. 
نه خالی بودن.
فقط گرما.
مایکی آروم می‌گه:
«هی شینیچیرو… 
فکر کنم امسال… 
آرزوم واقعاً داشت برآورده می‌شد.»
شینیچیرو: 
«نه احمق کوچولو. 
آرزوتو خودت ساختی.»
دوربین بالا می‌ره. 
مغازه‌ی اس‌اس‌موتورز زیر نور شب. 
صدای خنده. 
صدای زندگی.
و برای اولین بار-
مایکی واقعاً تنها نیست.
دیدگاه ها (۰)

چرا تعداد لایک ها انقد کمه من انقد زحمت می کشم براتون سناریو...

عملیات مایکی کوچولوی تولدی🤍🍰قسمت چهارم یه کیک سه‌طبقه، که رو...

عملیات مایکی کوچولوی تولدی🤍🍰قسمت سومعصر شده. مغازه نیمه‌تاری...

ببخشید کیفیت بده این سناریوی جدیده و ۵ پارته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط