────•🔥🌸•────

────•🔥🌸•────
#عـروس‌ِقاتـل
part_۴۱
The killer bride

- خودم دارم لازم نیست خرج کنی
نگاه تیزی بهم انداخت که حرفمو خوردم و دیگه چیزی نگفتم.

تهیونگ به سلیقه خودش برام عینک و کیف خرید و بعد کارتشو داد تا حساب کنه.
من مثل بچه ای که منتظر مامانشه وایساده بودم تا بلاخره اومد و دستمو گرفت، رفتیم بیرون.
- کفش هم باید بخریم سایز پات چنده؟
با گیجی گفتم:
- من کفش دارم بزار برم وسایلمو بیارم حداقل
باز اخم کرد و گفت:
- عادت داری بحث کنی؟
میگم سایزت چیه سریع بگو
بغ کرده لب زدم:
- ۳۷ ۳۶
تعجب کرد ولی به روی خودش نیاورد و منو تو مغازه دیگه ای برد و باز به سلیقه خودش یه کفش برداشت گف پام کنم، کفشو پوشیدم، اندازم بود خیلی هم قشنگ بود تاحالا از این کفشای پاشنه بلند نداشتم!
با ذوق به کفشم خیره بودم که تهیونگ گفت:
- خوبه؟
سری تکون دادم که رو به فروشنده گفت کفشو بده و کارتو داد.
قیمتشو که خوندم شوکه شدم ۵.۵۰۰ دلار بود مگه چی داشت؟

میدونستم تهیونگ پولداره و اگر چیزی بگم باز میگه دخالت نکن پس هیچی نگفتم و همراه تهیونگ از مغازه خارج شدیم و از پاساژ زدیم بیرون سوار ماشین شدیم.
دیدگاه ها (۱۵)

"پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۳۸کل کل دوتاشون تا ن...

KIM V

پسر بد (50)

پارت ۱۴ روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ جلوی آسانس...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

رمان تهیونگ

I can be myself with himPart⁸⁹اینبار،هیچکس جرعت نداشت نزدیکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط