اگر به چند سال پیش برگردم

اگر به چند سال پیش برگردم
به چشمانم نگاه میکنم و میگویم:
هیچ چیز آنقدر که نگران بودی نگران کننده نبود
هیچ چیز آنقدر که فکر میکردی سخت نبود
هیچ چیز آنقدر که فکر میکردی زیبا و دوست داشتنی نبود
هیچ چیز آنطور که تصور میکردی نبود،
اما همه چیز همانطور بودند که باید میبودند
درست، به موقع، دقیق، موقت و اجتناب ناپذیر


اگر به این درک برسیم که دنیا یک میهمانی بزرگ است و ما ، بمدت محدودی ، مهمان این دنیا هستیم ، آثار خوبی خواهد داشت :
- کمتر گله و شکایت می کنیم
- از مدتی که در مهمانی هستیم لذت می بریم
-‌ بهترین لباسها را می پوشیم و بهترین عطر ها را می‌زنیم
- نگران مقدمات و تهیه ی وسایل و چگونه برگزار شدن آن نیستیم
- خود را درگیر میزبانی نمی کنیم
- از پایان یافتن مهمانی ناراحت نمی شویم
- و پس از اتمام مهمانی ، با خیال آسوده ، آنجا را ترک می‌کنیم
دیدگاه ها (۲)

سال 1398➿⁦برای خودت دعا کن که آرام باشی.وقتی طوفان می آید، ت...

عکس ماله سال 1395 چه زود گذشتPromise yourself to be so stron...

هر چقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد،آینده‌تان هنوز حتی ی...

هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنیدآدمهای مهربان در مقابل خوبی ه...

19 اردیبهشت سالروز شهادت فرمانده مهربان جواد الله کرم

« عروسک من » Part 10 (پرش زمانی به یک ماه بعد ) ویوی نهال : ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹³ یونگی می خواست چیزی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط