غالباً در هر تصادف،می رود چیزی زِ دست

غالباً در هر تصادف،می رود چیزی زِ دست
لحظه‌ی برخورد چشمت با نگاهم،دل بِرفت...!

#حسین_فروتن
دیدگاه ها (۲)

بــــــاختــــم جــوانیـــم را درکشـــتے کاغذے بـــه دســـت ...

چون هوا، چون عشق، چون لبخند، چون نان، چون خودتدیدنت هربار حس...

من نه خودتنه خاطراتتنه چشم هایت من هیچ چیز را فراموش نکرده ا...

ای دل زهر بی وفایی رو بخورمن که گفتم این بی وفا رفتنی استآه ...

باز هم این دل دیوانه تو را می خواهد دل بشڪسته ز دست تو عطا م...

قیمت‌ها بالا می‌رود، آرزوها رنگ می‌بازند... اما یادمان نمی‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط