مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

تبریزپاساژکوچهسی

#تبریز#پاساژ_کوچه_سی
از روزی که رفتی، تبریز برایم همان شهر همیشگی نیست.
خیابان‌هایش انگار پیرتر شده‌اند،
سنگفرش‌هایش آرام‌تر قدم برمی‌دارند،
و بادِ سردش، هر بار که می‌وزد،
نام تو را مثل یک راز قدیمی در گوشم تکرار می‌کند.

من هنوز همان آدمم،
اما شهری که تو را از من گرفت،
هر روز شکل تازه‌ای از دلتنگی را به من یاد می‌دهد.
وقتی از ولیعصر می‌گذرم،
انگار سایه‌ات کنارم راه می‌رود،
همان‌طور که روزی دستم را گرفتی
و گفتی «زندگی همین لحظه‌هاست».
چه ساده بودیم…
چه زود همه‌چیز از دست رفت.

در شهناز،
جایی که همیشه بوی نان تازه می‌آمد،
حالا بوی غم می‌پیچد.
آدم‌ها رد می‌شوند،
اما من فقط ردِ تو را می‌بینم؛
ردِ کسی که برای حقیقت ایستاد
و خودش را در دلِ شلوغیِ خیابان‌ها جا گذاشت.

گاهی شب‌ها می‌روم تا میدان ساعت،
جایی که عقربه‌ها انگار از روز رفتنت گیر کرده‌اند.
زمان برای من جلو نمی‌رود،
چون هر ثانیه‌اش بدون تو
مثل یک زمستان طولانی‌ست.
می‌نشینم، به نور چراغ‌ها نگاه می‌کنم
و فکر می‌کنم اگر بودی
چطور دستم را می‌گرفتی
و می‌گفتی «بلند شو، هنوز امید هست».

اما امید…
امید از وقتی تو رفتی،
مثل پرنده‌ای‌ست که بال‌هایش زخمی شده.
گاهی می‌پرد،
گاهی می‌افتد،
و من هر بار با تمام جانم بلندش می‌کنم
تا یادم نرود عشق تو هنوز در من زنده است.

تو رفتی،
اما عشق تو در خیابان‌های تبریز مانده؛
در صدای قدم‌هایی که دیگر شنیده نمی‌شود،
در نگاه‌هایی که هنوز دنبال تو می‌گردند،
در شمع‌هایی که مردم بی‌صدا روشن می‌کنند
تا نامت خاموش نشود.

و من…
من هر روز با نبودنت زندگی می‌کنم،
اما هر شب با خاطراتت نفس می‌کشم.
تو برای من فقط یک عشق نبودی،
تو معنای «ایستادن» بودی،
معنای «دویدن برای فردا»،
معنای «دوست داشتن حتی وقتی دنیا سخت می‌شود».

اگر روزی دوباره از خیابان‌های تبریز بگذری،
اگر روزی باد، بوی تو را با خودش بیاورد،
می‌دانی چه می‌شود؟
من دوباره عاشق می‌شوم…
با همان شدتی که اولین‌بار نگاهت را دیدم.
اما تا آن روز،
دلم را می‌گذارم کنار آخرین خیابانی که قدم‌هایت را از من گرفت،
و هر بار که از آنجا می‌گذرم،
آرام زیر لب می‌گویم:
«تو هنوز اینجایی… فقط شکل بودنت عوض شده.»
دیدگاه ها (۱۰)

باشد، که شما خوب! چرا اینهمه فریاد؟چرا بی‌غم و آسوده به جشنی...

#چیناره_خواننده_آذربایجان

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

من هیچوقت بلد نبودم جوری رفتار کنم که هر روز بیشتر دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط