درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق
مانده ام انگشت بر لب , روز و شب در کار ِ عشق

عین و شین و قاف را , بالا و پائین کردم و
عاقبت هم در نیاوردم , سَر از اسرار عشق
چشم ظاهربین ما , از چشم ِ دل افتاده پیش
عاشقان را جمله میبیند فقط , بَر دار ِ عشق

معنی عشق حقیقی چیست یا معشوق کیست؟
چشم ِ دل را بازتر کُن , بر در و دیوار ِ عشق
مال و یار و دیگری , بوی مجازی میدهند
در حقیقت هست اینجا نکته ی دشوار عشق

عشق غیر از ذاتِ حق , محکوم در اصل فناست
مطلبی ارزنده شُد حاصل در این گفتار ِ عشق
بیتِ آخر , جمع بندی میکنم مقصود را
نیست لایق عشق را , غیر از خدا دادار ِ عشق..!!!
دیدگاه ها (۱)

عشوه هایت مست مستم می کندخـــــنده هایت بت پرستم می کندحرف ه...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

آه در آن شمع منور چه بودکآتش زد در دل و دل را ربودای زده اند...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

درد سنگین، سینه غمگین باز هم اشعار عشقمانده ام انگشت بر لب، ...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط