گاهی میان دیده و دل جنگ می شود

گاهی میان دیده و دل جنگ می شود
گاهی غزل برای تو دلتنگ می شود

گاهی دو کوچه فاصله ی خانه های ماست
اما همین دو کوچه ، دو فرسنگ می شود

گاهی برای رفتن تو گریه می کنم
هق هق، ترانه و نفس، آهنگ می شود

گاهی تمام هر چه که اسمش غرور بود
می ریزد و نتیجه ی آن، ننگ می شود

گاهی میان خلوت افکار خسته ام
شیطان به دست تیره ی تو رنگ می شود

از اینکه عاشقانه تو را می پرستم و ...،
از اینکه ظالمانه دلت سنگ می شود،

از اینکه باز هم دل من را ربوده ای
گاهی دلم برای "خودم" تنگ می شود
دیدگاه ها (۲)

«خدا نکند» از آن ترانه‌هایی‌ست که عشق را در مرز میان دلتنگی ...

عاشقانه

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

عاشقانه های شبنم

بیا با لبـخند زندگی را برقصانیمـ ...دستـ روزگار را بگیریمـبز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط