تا که بودیم نبود هیچ کسی ،

تا که بودیم نبود هیچ کسی ،

کشت ما را غم بی هم نفسی ،

تا که خفتیم همه بیدار شدند ،

تا که مردیم همه یـــار شدند

قدر آن شیشه بدانید که هســــت

نه در آن موقع که افتاد و شکست
دیدگاه ها (۲)

خسته‌ام از حبس و دیوار و قفسخسته‌ام از حجم سنـــــگین نفسخست...

اگر روزی در این دنیا شڪستیاگر بر نارفیقان دل، تو بستیاگر عاش...

خبرت هست ڪہ بے روے توآرامم نیستطـاقت بـار فراق این هـمہ ایــ...

با آدَمــــ هـا چنـــــان بآش...کـــهـ یا زِنــــدهــــ کُنـ...

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

🔅[ دلتنگ توام ] ...💔مثل‌آن‌شیشه‌که‌در‌همهمهٔ‌باد‌شکستنـاگـها...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط