بعد از مدت ها دیدمش!!

بعد از مدت ها دیدمش!!
دستامو گرفت و گفت:چقدر دستات تغییر کردن....
خودمو کنترل کردم و فقط لبخند زدم...
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:بی معرفت دستای من تغییر نکرده...دستات ب دستای اون عادت کرده....
دیدگاه ها (۴)

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد ساعت شده از زندگیـ...

یک نخ آرامش دود میکنم به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیر...

ﭼﺮﺍ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟؟؟ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ،ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ!...

گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنمتا به گوش تو بر...

لامین یامال: من دیدم که حال رونالدو اصلا خوب نیس و تو زمین ت...

#تکپارتیویو جونکوک از ات خیلی بودم عصبی صد بار بهش گفتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط