پارت

پارت ۱۵

ددی شوگره اجباری من

سانامی بعد اینکه جیمین رفت پرید تو آشپزخونه و هرچی خوراکی دید ریخت رو میز...
نشست و شروع کرد به خوردن

سانامی:: پسره الدنگ منو زیر خودش هروز ب سکسی ترین شکل ممکن جر میده بعد میخاد هیچیم نده بخورم

بیست مین بعد گذشت و دید ینفر اومد...

@ هوش جوجه تو اینجا چیکار میکنی
سانامی ویو:
نباید جلوی این نشون بدم ک میترسم وگرنه اینم زور بالا سرم میشه

سانامی:: اومدم بلونبونم عیبه؟؟!!
@ نه😐
سانامی:: خب برو

مرده رفت سمت سانامی و دستی رو صورتش کشوند...
@ حیف ارباب نمیزاره وگرنه...

عاجوما:: وگرنه چی؟؟؟!!!
سانامی:: عاجومااااا😍
@ هیچی...میرم کار دارم

عاجوما سانامیو بغل کرد...
سانامی:: دلم واست تنگ شده بودددد
عاجوما:: ببین برات لباس آوردم
سانامی:: مرسیییی
عاجوما:: کو ارباب؟!
سانامی:: گفت میرو بیرون شام میام

سانامی پا شد بره که بازم افتاد...
عاجوما:: عهههه چیشدییییی
سانامی:: عااااییییی دلمممممم
عاجوما:: بس خوراکی خوردی
سانامی:: نه ارباب منو...
عاجوما:: اهااا هعف خدا...بیا ببرمت دکتر
سانامی:: اما ارباب عصبی میشه
عاجوما:: اونش بامن
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۶ددی _شوگر_اجبای منسانامی با کمک عاجوما رفت تویه یکی ا...

پارت ۱۷ددی_شوگره_اجباریه منسانامی آروم اشک می‌ریخت و بادیگار...

پارت ۱۴ددی_شوگره_اجباریه منساعت ۳ بعدظهر شده بود...جیمین ویو...

پارت ۱۳ ددی_شوگر_اجباریه من سانامی از درد گریه میکرد و زیر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط