‏امید وصلِ تو

‏امید وصلِ تو

جانم به رقص می‌آرد

#سعدی
دیدگاه ها (۵)

و سرانجام قصهبستر استانجا کهفعل خواب برای تودیدنی استبرای من...

نه به سن استنه به نفس داشتندلی که از دلدارنگیرد کامناکام است...

گر با غم عشــــق سازگار آید دلبر مرکب آرزو ســـوار آید دلگر ...

جز آستان تواَم در جهــان پناهی نیستسر مرا به جز این در حواله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط