روز دفنمه...همه اومدن واسه خداحافظی...چقدر شلوغه اینجا...

روز دفنمه...همه اومدن واسه خداحافظی...چقدر شلوغه اینجا...
همه دارن گریه میکنن...خیلی از رفیقام باهم گوشه ای نشستن و دارن خاطراتمو میگن.
چ روز غم انگیزیه واسه خانوادم...
بیچاره مادرم خیلی داره عذاب میکشه..
از پا افتاده..
من دارن میذارن داخل قبر...صدای همه بلند شده..مادرم نمیدونه چکار کنه..آخرین دیدارش با منه...
همه دارن فریاد میکشن...واسه اخرین بار دارن من و میبینن...مادرم کفنمو گرفته میگه بذارین فقط یک دقیقه پچمو نگاش کنم...
یک دقیقه هم گذشت...
همه دارن با ذکر یک خاطراتم تو دلشان ازمن خداحافظی میکنند...
من گذاشتن تو قبر...
قبل از اینک خاک و روی سرم بریزن مرده با بغض گفت:مردم لحظه ی خدا حافظیه..اگ کسی ازش ناراحته،اگ رو سر کسی فریاد زده،اگ کسی رو ناراحت کرده و....ببخشیدش.بذارید رو سر جوونیش..
روی سرم خاک ریختندو چشم همه به روی من بسته شد..
حلالم کنید
دیدگاه ها (۷)

جغدا لایک کنن

کدومتون هاااا

گریه نمیکنم" چیزی رفته در چشممبه گمانم یک"" خاطره"" است....!...

نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده امدیگر آنقدر کوچک نیس...

his favorite strawberry

part:32name: عشق و جداییویو بورامو هاش خیس بود..حموم بوده ول...

ماریا خانم آهی کشیدماری خانم: بد کردی،خیلی بد کردی با نورا.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط