گوشه ای از زندگینامه من

گوشه ای از زندگینامه من

يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد ...
می توانست، اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد
هر آن چه گفتم را باور کرد
و هر بهانه ای آوردم را پذيرفت
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من!!!!
دیدگاه ها (۵)

سکوت پیستPart:¹⁰⁰با اینکه خیلی جلو رفته بودم بازم زدن پوماد ...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

پیامبر خدا چنین بود ...

مرد بی رحم

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۲)

خانوم مدیرعاملپارت ۱۷ | دیر رسیدنصدای جیغ نِلا هنوز در راهرو...

اسم رمان : ماهِ لورنزو 🌙🥀درخواستی .ژانر : مافیایی ، دارک روم...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

قلبی در قلمرو دشمنپارت یک — آغاز بازیباران آرامی روی خیابان‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط