پوسته محافظ
پوسته محافظ
مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بکند و آنهارا آماده رویمیز بگذارد.
هیچ وقت دلیل کار های مادرش را نمی فهمید.تاکید مادر برروی پوست کندن میوه ها بیشتر گیجش کرده بود.
به هر ترفندی بود سعی کرد میوه های پوست گرفته را تا رسیدن مادر تازه نگه دارد اماوقتی مادر از راه رسید میوه ها شادابی و طراوتشان را از دست داده بودند.
هنوز منتظربود تا دلیل کار مادر را بداند.
مادر هدیه کادو پیچ شده ای را به او داد و گفتː<دلیل کارماینجاست.من نمی خواهم تو مثل این میوه ها طراوت و تازگی ات را از دست بدی عزیزم.>
درون بسته هدیه یک چادر مشکی بود.
حجاب تلالوشبنم بر چهره ی زیبای گل است.
مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بکند و آنهارا آماده رویمیز بگذارد.
هیچ وقت دلیل کار های مادرش را نمی فهمید.تاکید مادر برروی پوست کندن میوه ها بیشتر گیجش کرده بود.
به هر ترفندی بود سعی کرد میوه های پوست گرفته را تا رسیدن مادر تازه نگه دارد اماوقتی مادر از راه رسید میوه ها شادابی و طراوتشان را از دست داده بودند.
هنوز منتظربود تا دلیل کار مادر را بداند.
مادر هدیه کادو پیچ شده ای را به او داد و گفتː<دلیل کارماینجاست.من نمی خواهم تو مثل این میوه ها طراوت و تازگی ات را از دست بدی عزیزم.>
درون بسته هدیه یک چادر مشکی بود.
حجاب تلالوشبنم بر چهره ی زیبای گل است.
- ۷۴۳
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط