یه پاییز زردو زمستون سردو

یه پاییز زردو زمستون سردو
یه زندون تنگو یه زخم قشنگو
غم جمعه عصروغریبی حصرو
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو توسینم گذاشتی
رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟
یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی
خدایی نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده
همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟
دیدگاه ها (۱۰)

این خیلی خوبه که حتی حوصله ی فریاد هم باقی نمونده.این خیلی خ...

بخار دور لیوان آاااه های مگوی من است؛و چه طعم خوبی دارد نگفت...

تو چنان زیبا شده ای میان شعرهایم،که گمان نکنم خودت هم بدانیا...

برگرد...من نگذاشتم روی صندلی توکسی بنشیند حتی 'غبار...'

love in the dark⑥⑥شبدر باز شد و جونگکوک اومد کوک: سلام جوابش...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط