خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد

خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد

ناز معشوق دل‌آزار خریدن دارد


فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق

چشم سبز تو چه دشتیست! دویدن دارد


شاخه ای از سردیوار به بیرون جسته

بوسه ات میوه ی سرخسیست که چیدن دارد


عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی

قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد


وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن

عاشقی بی سر و پا عزم رسیدن دارد


عمق تو دره ی ژرفیست مرا می خواند

کسی از بین خودم قصد پریدن دارد


اول قصه ی هر عشق کمی تکراریست

آخرِ قصه ی فرهاد شنیدن دارد


 کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۵)

کی می رسم به لذت در خواب دیدنت؟سخت است سخت ازلب مردم شنیدنته...

ابری بیار از دور _ پر باران _ پرستو جان!عطری بیفشان بر حیاط ...

آخرش درد دلت، دربه‌درت خواهد کردمهره‌ی مار کسی، کور و کَرت خ...

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشتحسی شبیه آنچه که یک جسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط