کودتا کردم علیه آن دو چشم و ابروان.

کودتا کردم علیه آن دو چشم و ابروان.

گشتی از قلبم فراری بعد آن چون اردوغان
دیدگاه ها (۳)

ﻋﺸﻮﻩ ﻭ ﻃﻨﺎﺯﯾﺖ ﺭﺍحاﻓﻆ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺩﯾﺪ.......... گفت ﺧﻮﺵ ﺑﺮحاﻝ ﻣﻌﺸﻮ...

حــق گمانم نگذردازجرمِ تقصیراتشـان.زآنچه این پیوسته ابروهابه...

آمدم شاعر شدم کم کم فراموشت کنم.شعرهم ازروی دوشم هیچ باری کم...

شربت لعل لبت بود شفای دل ما..بعبث ما ز پی نسخه عطار شدیم...

در مورد این خبر یه مطلبی بگم دشمن خیلی روی تغییر رژیم کار ک...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط