دیگر بانوی هیچ قصه ای نخواهم شد

دیگر بانوی هیچ قصه ای نخواهم شد
که این بانو خود قصه ها دارد ....
بــا کسی دوست نخواهم شد دیــگر عاشق کسی
نخواهم شد عشقم متعلق
به کسی بود که الان دیگه نیست کنارم ,
هست اما شاید مال کسی دیگری باشد !
من دختری هستم بر فراز آسمان , راه چهل ساله
معراج مرد را در یک شب پیموده ام و

دامانم مهد تمدن بشر است !
من یک دخترم نگاه به بدن ظریفم نکن
اراده کنم تمام هویت مردانه ات را به آتش می کشم !
تنهایی ام را با کسی تقسیم نخواهم کرد که روزی تنهایم بگذارد !
بدان ، حوای کسی نخواهم شد که به هوای دیگری برود !
روح خداست که در من دمیده و نامش احساس است ،
ارزان نمی فروشمش اما
در راه زن بودنم خرجش خواهم کرد !
دستانم بالین کودک فردایم خواهد شد ،
بی حرمتش نخواهم کرد ، به کسی
نمیسپارمش !!!!!
دیدگاه ها (۲)

باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین می کنممن می توانم می شود ، آ...

تا که از یاد تو خالی می شوم ...... نخ نما، مانند قالی می شوم...

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمدعشق خود صرف همان کن که تو...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط