خدايا

خدايا

توراغريب ديدم غريبانه غريبت شدم
تورا بخشنده پنداشتم و گناهكار شدم
تورا وفادار ديدم و هركجا رفتم بازگشتم
تورا گرم ديدم و در سردترين لحظات به سراغت آمدم
تو مرا چه ديدي كه وفادار ماندي؟؟؟!!!
دیدگاه ها (۴)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۵

مافیای من

Which one part ۱۶تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت...

part4 «پوزش بابت تأخییر » که همهشون به من نگاه کردم و من گ...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط