من یک زنم...
من یک زنم...
ایستاده بر بلندای تاریخ
از دیروزی که زنده به گورم می کردند
تا امروزی که مرا از گور اندیشه های متعفن شان بیرون می کشند
هیچ گاه جدای از نیازت تماشایم کرده ای ؟
من زنم ...
همانقدر ظریف که گاه دوست دارم به یکی تکیه کنم
که گاه ناتوانی ام هم عشوه ای زنانه می شود
اما هر بار که لازم بود
شانه های ظریفم بار مردانه ات را به دوش کشید
و گاهی هم نان آور خانه شد...
ایستاده بر بلندای تاریخ
از دیروزی که زنده به گورم می کردند
تا امروزی که مرا از گور اندیشه های متعفن شان بیرون می کشند
هیچ گاه جدای از نیازت تماشایم کرده ای ؟
من زنم ...
همانقدر ظریف که گاه دوست دارم به یکی تکیه کنم
که گاه ناتوانی ام هم عشوه ای زنانه می شود
اما هر بار که لازم بود
شانه های ظریفم بار مردانه ات را به دوش کشید
و گاهی هم نان آور خانه شد...
- ۶۶۲
- ۱۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط