spy family

spy ×family
فصل۳ پارت۴۲
دارن میرن خونه

آسامی میدوئه و هیروشی رو میگیره:
من ... من باهات امروز پیاده میام.

هیروشی: هه منم امروز سرویسم رو پیچوندم تا پیاده بیام(:.

آسامی:از اینکه فقط۵ ماه زنده ای مطمئنی؟

هیروشی: میشه درموردش حرف نزنیم؟

آسامی : او .باشه.

هیروشی: یه لیست نوشتم . کارایی که دوست دارم . قبل مرگم انجام بدم.

آسامی گریه اش میگیره: چرا باید ۵ ماه دیگه باشه نه ۵ سال

هیروشی: گریه نکن آسامی....

آسامی: ولی... نه...نباید برو نیویورک بهترین دکتر هرچقدر پول نیازه بده...

هیروشی: ما تمام سعیمون رو کردیم. ولی کبد.... دیگه از کار افتاده کسی هم نیست که بتونیم عوض کنیم.ولی تو گریه نکن

هیروشی: امروز... خونه کسی نیست میای پیشم؟

آسامی اشکاش رو پاک می‌کنه: ها؟ بیام خونتون؟ خب...

هیروشی: نه نگو .

آسامی: باشه میام ولی برای اینکه ازت مانگا رو بگیرم
و دو تایی می‌خندن.

میرسن خونه

آسامی لیستش رو میگیره و میخونه

هیروشی: سریع از دستش می‌کشه: خب آسامی باید اینو بعدا ببینی و سریعا سرخ میشه

آسامی: تو میخوای تمام اینکارارو با من انجام بدی؟؟؟؟

و بعد میپره بغل هیروشی

آسامی: هیروشی تو بهترین دوستم هستی و خواهی ماند . هرجا بری منم باهات میام.(:

هیروشی سرخ میشه و اونو بغل می‌کنه.

آسامی: خبببب اولین کار اینه کهههه بریم کباب دنده بخوریمممم

می‌رن و تک تک کارا رو انجام میدن
(۶ روز گذشته و هر روز یکارو انجام میدن)
دیدگاه ها (۲)

spy×familyفصل ۳ پارت۴۳سر کلاس هستند هندرسون: خانم و آقایان ....

دوستان یه چند نفری اومدن پی وی گفتنچند تا رمان دیدیم یا چند ...

spy×familyفصل۳ پارت۴۱۵ سال گذشته (مشتی این پرش زمانی نیازه)ی...

هرکی‌ میخواد شیپ بشه♥️ بزاره

spy×familyفصل۳ پارت۴۴هیروشی تو خونه نشسته بود و تازه از حموم...

spy × family فصل۳پارت۳۹فردا تو مدرسههیروشی: هی کله صورتی..‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط