سـلامتی روزیـکه:

سـلامتی روزیـکه:
پسـرمو ببرم پارک ببیـنم یـه جایی خیره شده؛
بـگم: اهـای شیـطون کجا رو نیگـا میکنی؟؟
بـگه: مامان؛ بزرگ شدم بریـم عاسـتگاری اون دخـتلـه؟؟
منم بگم: وای پسـرم عاشـق شده!!!
بعد پسرم بـگه: مامان؛ اگه اون دختلـه رو باسم نگیلی بـه بابا میـگم طـلاقت بـده؛
منم بگم: وای وای پســرم چه تـرسناکه"
بعد باباش از پشـت بیاد بندازتش رو پشتشـش بـگه:
مامانش ما رفتـیم عاسـتگاری"
بـای بـای…
دیدگاه ها (۳۴)

P7 .PRISON MAFIA.

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو جونگکوکتو خونه نشسته بودم و به تلویز...

MyGirlPart 2 _ هییی حواستو جمع کن . (با داد و عصبانیت ) +این...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

چند پارتی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط