به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد

اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد

 

پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر

مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد

 

عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذار

که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد

 

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم 

خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

 

دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم

بگویید آن کمان‌ ابرو سپاهش را نگه دارد
دیدگاه ها (۲)

ای فدای صورت ماهت که رؤیت کردنش«عید فطر» مردم است و «عید قرب...

عید فطر شد !!!مگه میشه ؟!مگه داریم ؟!

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیستالتماست می کنم این بی خ...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط