چشم گریان تو نازم حال دیگرگون ببین

چشم گریان تو نازم حال دیگرگون ببین
گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین

بر نتابید این دل نازک غم هجران دوست
یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین

مانده ام با آب چشم و آتش دل ، ساقیا
چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین

رشکت آمد ناز و نوش گل در آغوش بهار
ای گشوده دست یغمای خزان، اکنون ببین

سایه دیگر کار چشم و دل گذشت از اشک و آه
تیغ هجرانست اینجا، موج موج خون ببین

#هوشنگ_ابتهاج
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

چه خوش افسانه می‌گویی به افسون‌های خاموشیمرا از یاد خود بستا...

#سایه انقدر عاشق بود که فقط ۴ماه تونست بعد پرکشیدن آلما طاقت...

خورشید پرستان رخ آه ماه ندیدنددل یاوه نهادند که دلخواه ندیدن...

پارت ۲۶N:"واقعا میخوایم احضار روح کنیم؟ میشه من نیام تو قبرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط