عکسنوشته و پوستر amir

دیدگاه ها (۱)

امید را از نجاری آموختم،که مغازه اش سوخت،ولی او با همان چوب ...

❤ ️نیمه دیگہ چیہ؟اصن تو تمام ڪَمشدهٔ منی❤ ️

❤ ️عاشق اون لحظه هاییم که غیر از تو همه چیز برام بی معنیه❤ ️

دورترین رگ ها

هَر وَقت دِلَم مى گرفت ،💜🏹رو ميكردَم بِش ميگُفتم :✨" يِكم بِ...

« دردی که از تو به من رسید ؛فراتر از حدی بود که برای هر انسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط