Language translation=p۴
Language translation=p۴
معذرت خواهی کردم و از جمع اومدم بیرون رفتم تو حیاط تصمیم گرفتم لباس عوض کنم برم بیرون
لباسام رو پوشیدم رفتم بیرون رسیدم به یه جایی که پیست اسکیت سواریه با کمک از تیره برق و اون پیسته رفتم بالای پیست و نشستم
+دوست پسر داری؟(ادای بابابزرگش رو در اورد)
تو حال خودم بودم یهو صدای جیغ اومد ترسیدم تعادلم رو از دست دادم منتظر این بودم بخورم زمین یه جای سفت اما....نه وایی چقدر گرم و نرمه یهوو چشمام رو باز کردم دیدم
افتادم روی پسر که پرسینگ و تتو داره
چشمام گشاد شد داشتم میبوسیدمش!
مردم داشتن میگفتن اووووو
انگار من رو پسره خیمه زدم و میخوام کارای +۱۸ انجام بدم نچ نچ نچ
بلند شدم
+ببخشید اصلا فکر نمیکردم بیفتم روتون
جواب نداد رفت
دیونه!
+ولی چه لبی داشت طعم تمشک میداد واییییی
چی داری میگی دختر چقدر هیزی...
مینجییی حواست رو جمع کن تو نباید به سوهان خیانت کنی!
(سوهان یه پسر کره ای که تو سئول زندگی میکنه و با مینجی تو یه اپلی کیشن اشنا شده)
+بنظرم بهش بگم کات این پسره کراش تر بود واییی🥴
(استیکر مورد علاقه نامجون🥴)
رفتم خونه که مامانم گفت
&مینجیااااا کجا بودیییی؟
+مگه ساعت چن...یاااااا به خدا حواسم نبود
یهوو مامانم دمپایشو در اورد دع بودو هر دومون یهو دمپایی رو پرت کرد جا خالی دادم خورد تو کله تهیونگ
×ماما..اییییی
+جررر😂
&ای وای تو این وسط چی میگی پدر سگ
*مینجی در حال جر خوردن از خنده*
لطفا همیشه سالم بمونید💕
معذرت خواهی کردم و از جمع اومدم بیرون رفتم تو حیاط تصمیم گرفتم لباس عوض کنم برم بیرون
لباسام رو پوشیدم رفتم بیرون رسیدم به یه جایی که پیست اسکیت سواریه با کمک از تیره برق و اون پیسته رفتم بالای پیست و نشستم
+دوست پسر داری؟(ادای بابابزرگش رو در اورد)
تو حال خودم بودم یهو صدای جیغ اومد ترسیدم تعادلم رو از دست دادم منتظر این بودم بخورم زمین یه جای سفت اما....نه وایی چقدر گرم و نرمه یهوو چشمام رو باز کردم دیدم
افتادم روی پسر که پرسینگ و تتو داره
چشمام گشاد شد داشتم میبوسیدمش!
مردم داشتن میگفتن اووووو
انگار من رو پسره خیمه زدم و میخوام کارای +۱۸ انجام بدم نچ نچ نچ
بلند شدم
+ببخشید اصلا فکر نمیکردم بیفتم روتون
جواب نداد رفت
دیونه!
+ولی چه لبی داشت طعم تمشک میداد واییییی
چی داری میگی دختر چقدر هیزی...
مینجییی حواست رو جمع کن تو نباید به سوهان خیانت کنی!
(سوهان یه پسر کره ای که تو سئول زندگی میکنه و با مینجی تو یه اپلی کیشن اشنا شده)
+بنظرم بهش بگم کات این پسره کراش تر بود واییی🥴
(استیکر مورد علاقه نامجون🥴)
رفتم خونه که مامانم گفت
&مینجیااااا کجا بودیییی؟
+مگه ساعت چن...یاااااا به خدا حواسم نبود
یهوو مامانم دمپایشو در اورد دع بودو هر دومون یهو دمپایی رو پرت کرد جا خالی دادم خورد تو کله تهیونگ
×ماما..اییییی
+جررر😂
&ای وای تو این وسط چی میگی پدر سگ
*مینجی در حال جر خوردن از خنده*
لطفا همیشه سالم بمونید💕
- ۹۸
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط