پُر از حِسِ ناراحَتی‌اَم وَلی عَمیق‌تَر که میشَم خالی‌ام،

پُر از حِسِ ناراحَتی‌اَم وَلی عَمیق‌تَر که میشَم خالی‌ام،
پُر از دوست داشتَنشَم وَلی عَقب‌تَر که میرَم بی‌حِسَم،
پُر از خَشم به هَمه‌چیزَم وَلی نِگاه که می‌کُنَم سِپَر اَنداختَم ...!
این بَرام خیلی تَرسناکِ...🖤🌱»













[مِثلِ بَچه مِهمون بودی! :))
اومَدی اُتاقَم رو بِهَم زَدی رَفتی ...🖤🌱"]

#آناهیتا 🖤

۰۰:۲۲
۰۰/۱۲/۲
«🖤»
دیدگاه ها (۴)

بَرگَرد به خونه‌یِ دلَم،...چِرا هَمیشه از دِلِ ما خوند![مَن ...

‹‹ بیداری ؟! پاشو ‌بیا ، قول دادیا ، یادِت که نَرفته ...قول ...

كی می‌دونه ...آدَما بايَد چَند بار دِلتَنگِ يه چيزی بِشَن تا...

خودِمونیما؛خوب بَلَدی! ما که اینجور دیوونه و خٌل و چِل و وال...

The originals S2Part 5**کوک:خنجر مخصوص رو وارد بدنش کردم که ...

many partsyou are not well but....چند وقتی بود که تو از نظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط