حکایت !
حکایت !
سگی نزد شیر آمد گفت: بامن کشتی بگیر !
شیر سر باز زد و نپذیرفت.
سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت که شیر از مقابله با من می هراسد !
شیر گفت: سرزنش سگان راخوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام ...!
+ یادمان باشد هر کاری و هر سخنی ارزش جواب دادن ندارد...
سگی نزد شیر آمد گفت: بامن کشتی بگیر !
شیر سر باز زد و نپذیرفت.
سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت که شیر از مقابله با من می هراسد !
شیر گفت: سرزنش سگان راخوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام ...!
+ یادمان باشد هر کاری و هر سخنی ارزش جواب دادن ندارد...
- ۹۵۵
- ۱۱ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط