دوست دارم بدانم

دوست دارم بدانم
به چه فکر میکرد خدا
وقتی موهای تو را می آفرید
به دریا ؟
به ابریشم ؟
به سیاهی مخمل گون شب ؟
یا شاید هم
به خانه خراب کردن من ؟
دیدگاه ها (۱)

وقت آن شد که دل رفته به ما بازآریعقل‌ها را چو کبوتربچگان پرا...

دلم خسته از این دنیا که نامــــــش زنــــدگی باشداگر این زند...

ما برای با تو بودن، عمر خود را باختیمبد نبود ای دوست! گاهی ه...

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکان که همیشه ترس از ترکی...

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط