داشتَم اَشـک میریختَم وبهِش میگُفتَم:

داشتَم اَشـک میریختَم وبهِش میگُفتَم:
نَرو
تُوروخُدا...
تَنهام نَذار
مَن به غِیراَزتُودیگِـه کَـسی رونَدارم
بـخُداخِیلی دُوست دارَم
بااَنگشتاش اَشـاکمُـوپاک کرد
گُفت:
به خُدامَنـم...
دوسش دارَم...


آشغـــــال لآشیــــــــــ :-I
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

P9 .MY GOOD MISTAKE.

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

اتمام رفاقتمون:) " مهر 1405/7/12"ما مال هم بودیم شایدم نبو...

عشق پنهان

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

پارت ۴۱ تهیونگ چند دقیقه بود از دور به لینا نگاه می‌کرد.هر ب...

پارت یک

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط