لحظه های زیادی در زندگی آدمها وجود دارد که میتواند غم درو

لحظه های زیادی در زندگی آدمها وجود دارد که میتواند غم درونی آدم ها را آشکار کند
اینکه غم چه اندازه از وجود آدم ها را فرا گرفته است را میتوان از خیلی جاها فهمید
زمانی که آدم ها در میان انبوهی از شلوغی به یک نقطه ی نامتناهی خیره شده اند
تقطه ای که با هیچ پرگار و گونیایی قابل محاسبه نیست ، نقطه ای که انگار در این دنیا علامتگذاری نشده است
زمانی که با یک موزیک پر از خاطره که بر حسب اتفاق سال های سال پیش گوشش کرده باشند دارند سیگار میکشند
موزیکی که عادت به تنهایی گوش کردنش را هرگز نداشتی و نخواهی داشت
زمانی که میان نطق صحبت اش ناگهان رشته ی کلام از دست اش در میرود و از درون ذهن اش پرت میشود در تایم لاین خاطرات اش ، پرت شدن آدمی به ریز ترین جزئیات یک خاطره مثل خودکشی با اتاق گاز است ، آرام آرام نابود میشوی بی آنکه حتی ثانیه ای متوجه این نابودی باشی ..
زمانی که آدمی در خودش چمباتمه زده و آنقدر نامنظم و ازهم گسیخته پلک میزندُ لب هایش را میخورد که مثل آب خوردن میتوانی بفهمی ، چگونه آدم روبرویت دارد از درون منهدم میشود
در زندگی آدمی لحظاتی وجود دارد که میتواند بایگانی غم های همه ی این سال هایی که گذشته و در پشت توده های چند فرسخی خنده های فرمالیته پنهان شده است را لو دهد و به آنی دست آدم را رو کند ،
اما میدانی ؟
من فکر میکنم بهترین فرصت برای دیدن غم های پنهان شده در پشت نقاب بدل هر آدمی ، وقتی است که میخندد ..
وقتی که آدم ها میخندند به آن ها برچسب خوشحال بودن نزنید ، خندیدن با خوشحال بودن فرق شان چندین سال نوری است ،
قدیم ها رفیقی داشتیم که همیشه میگفت آنکه همیشه ناراحت است یک غم دارد
و آنکه همیشه میخندد هزار غم ..
خندیدن آدم ها را خوب نگاه کنید ، خوب .
دیدگاه ها (۱۲)

نیایش شبانهالهی...با خاطری خسته...دلی به تو بسته! دست از غیر...

بار الها ....تنها کوچه ای که بن بست نیست و به روی همگان باز ...

:زنی باش که تکیه گاه استکه محکم استزنی باش که اگر یک روز از ...

‍ پنج شنبه ها....  ایمانم قوی تر میشود زیرا تونوید روز بهتری...

میگن قلب که استخوان نداره پس چی شکسته میشه؟؟ مگه یک گوشت هم ...

Anybody

«شیطون کوچولوی من » فصل سوم۲( اول ورق بزنید بعد بخونید)با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط