رقصم گرفته بود

رقصم گرفته بود
مثل درختکی در باد
آنجا کسی نبود
غیر از من و خیال و تنهایی
رقصم گرفته بود
پیرانه سر، دیوانه وار
تنها،
تنها رقصیدم...
دیدگاه ها (۳)

خواهی که غریق بحر عشاق شوی؟مشنو، منگر، مگو، میندیش، مباش...

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه ...

موقت...خدا و من؛رابطه خوبی با هم داریم…اجازه نمی دهیم «دین» ...

آنکه گمان می کند خوب و بدِ دیگران را تشخیص می دهد؛ موجود خطر...

حسن تو هميشه در فزون بادرويت همه ساله لاله گون باداندر سر ما...

عکس العمل جالب یک مخاطب به رفتار دیوانه وار ترامپبزار ببینم‌...

توچه در پیمانه کردی که مرا دیوانه کردی…به فسون چشم شهلا تو م...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

پارت ۵ساعت ۸ و ۳۹ دقیقه شب_نویسنده "کارن":بعد از خروج سرباز ...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

شب که می شود ؛ تمامِ جهان می خوابند .من می مانم و سکوتی که د...

#پاییزتون‌پر‌از‌حس‌و‌حال‌خوب🍂🍁نمِ بارانِ پُر از حس دل‌انگیز#...

قصه تلخ از عشق

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط