آنقدَر از تو نوشتم

آنقدَر از تو نوشتم
همه جا پیش همه

قصّه ی شاعری ام
یکسره دیوان تو شد

جگرم خون شده ای کاش
که می فهمیدی

در خودش گم شده بود
آنکه غزل خوان تو شدـ
دیدگاه ها (۷)

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

ای کاش می‌شد خودمو تو دنیای نقاشی های ونگوگ غرق کنم:)))

اگر دین محمد(ص) جز با کشته شدنم پایدار نمی ماند پس

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

اگر تو نبودینمی‌دانم هر روز برای چه کسی می‌نوشتم !هر جلوه ی ...

کاش می شد شیشه ای از خانه ی او  بشکنمدشمنش‌باشم از این بیگان...

عاشقانه های شبنم

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط