(مناظره شماره ۲)از امام شکافنده دانشها علیه السلام:امام ب
(مناظره شماره ۲)از امام شکافنده دانشها علیه السلام:امام باقر علیه السلام درمدت اقامت خود درشام،بامردم آنجا رفت و آمد داشت روزی دید،گروهی از نصاری(مسیحی) به سوی کوهی که درآنجابود میروند،حضرت از همراهان پرسید:آیا امروز نصاری عید دارند که این طور باازدهام به جانب کوه رهسپارند؟در پاسخ گفتند خیر امروز عید نصاری نیست بلکه یکی از دانشمندان نصاری در آن کوه منزل دارد مسیحیان میگویند:اواز زمان حواریون(شاگردان حضرت عیسی علیه السلام)دادرک کرده است وهرسال درچنین روزی میروند و مساىٔل خودرا ازاو میپرسند.
حضرت فرمود: بیایید ماهم به همراه آنان نزد آن عالم برویم.او دردرون غار سکونت داشت،نصاری فرشی را به درون غار برده و اورا بیرون آورده وبر روی تختی نشانیدند،درحالتی که بسیارپیر و سالخورده بود وازشدت پیری ابروهایش به روی چشمانش افتاده بود پس ابروهایش را باحریر زردی به سرش بسته بودند.حضرت وبقیه گرد او حاقه زده بودند،وقتی عالم چشم خود را باز کرد،مجذوب امام شد،روبه حضرت مرد وگفت:آیاشمااز نصاری هستید یااز امت مرحومه(اسلام)می باشید؟امام:از امت مرحومه وجزو مسلمانان میباشم،عالم:آیا از دانشمندان هستی یا از نادانان؟،امام:از نادانان نیستم،
عالم:شما سوال میکنید یامن سوال کنم؟
امام:هرچه میخواهی بپرس من آماده جوابم،عالم:روبه نصاری کرد وگفت:این مرد از امت محمد(صل الله علیه واله)است و ادعای دانش دارد و میگوید:آنچه میخواهی سوال کن من آماده جوابم،سزاوار است که چند مساله ازاوبپرسم،عالم شروع کرد به پرسش و گفت:خبر بده مرا از ساعتی که نه سب است ونه روز،آن چه ساعتی است؟حضرت:آن ساعت از طلوع فجر تاطلوع خورشید است،عالم آن ساعت که نه شب است ونه روز پس ازچه ساعت هایی است(چه ویژگی هایی دارد):امام:آن ساعت از ساعات بهشت است لذا در آن ساعت بیماران به هوش می آیند ودردها ساکن میشوند،وکسی که شب را نخوابیده در این ساعت به خواب میرود،وخداوند این ساعت را دردنیا موجب علاقه کسانی که به آخرت رغبت دارند وازبرای عمل کنندگان آخرت دلیلی واضح ساخته،وبرای منکرین به آخرت حجتی گردانیده است،عالم:درست گفتی،عالم:خبر بده مرا از ساکنین بهشت که چگونه غذا میخورند ومی آشامند ولی تخلیه ندارند؟نظیرش در دنیا چیست؟امام: مثل آن بسان جنین است که در شکم مادر میخورد ولی بول غلىٔط ازاو جدانمیشود،عالم:کاملا درست گفتی،عالم:خبردهید مرا ازآنچه مشهور است که میوه های بهشت کم نمیشود و هرمقدار از آنها خورده شود باز به حال اول باقی است،آیادردنیانظیری دارد؟امام:نظیرش در دنیا شمع افروخته یاچراغ است که اگر صذ هزار چراغ از آن روشن کنند نورش کم نمیشود وبه حالت اول خود باقی است.عالم:درست گفتی.عالم:خبردهید مرا از دو نوزاد که هردو دریک ساعت متولد شدند ودر یک ساعت ازدنیا رفتند،ولی یکی ازآنها۰۵۱ سال ودیگری۰۵سال عمر کرد.امام:آن دو پسر (عزیز و عزیر)بودند،آن دو در یک ساعت متولد شدند وباهم ۰۳سال زندگی کردند ،بعدخداوند عزیر داقبض روح کرد و۰۰۱سال سال درصف مردگان بود،ولی عزیز همچنان زندگی میکرد،پس از صد سال خداوند عزیر را زنده کرد،وبه دنیا برگرداند واو ۰۲سال با برادرش عزیز زندگی کرد،سپس هردو آنها در یک ساعت ازدنیا رفتند،روی این حساب عزیر۰۵سال عمرکرد ولی عزیز۰۵۱سال.
عالم نصرانی که از امام حیرت زده شده بود،گفت:از من داناتر و بهتر آورده اید تامرارسوانمایید؟!،به خداوند قسم تا این مرد دانشمند وبزرگوار درشام است من باشما سخن نمیگویم و ازمن چیزی نپرسید.
حضرت فرمود: بیایید ماهم به همراه آنان نزد آن عالم برویم.او دردرون غار سکونت داشت،نصاری فرشی را به درون غار برده و اورا بیرون آورده وبر روی تختی نشانیدند،درحالتی که بسیارپیر و سالخورده بود وازشدت پیری ابروهایش به روی چشمانش افتاده بود پس ابروهایش را باحریر زردی به سرش بسته بودند.حضرت وبقیه گرد او حاقه زده بودند،وقتی عالم چشم خود را باز کرد،مجذوب امام شد،روبه حضرت مرد وگفت:آیاشمااز نصاری هستید یااز امت مرحومه(اسلام)می باشید؟امام:از امت مرحومه وجزو مسلمانان میباشم،عالم:آیا از دانشمندان هستی یا از نادانان؟،امام:از نادانان نیستم،
عالم:شما سوال میکنید یامن سوال کنم؟
امام:هرچه میخواهی بپرس من آماده جوابم،عالم:روبه نصاری کرد وگفت:این مرد از امت محمد(صل الله علیه واله)است و ادعای دانش دارد و میگوید:آنچه میخواهی سوال کن من آماده جوابم،سزاوار است که چند مساله ازاوبپرسم،عالم شروع کرد به پرسش و گفت:خبر بده مرا از ساعتی که نه سب است ونه روز،آن چه ساعتی است؟حضرت:آن ساعت از طلوع فجر تاطلوع خورشید است،عالم آن ساعت که نه شب است ونه روز پس ازچه ساعت هایی است(چه ویژگی هایی دارد):امام:آن ساعت از ساعات بهشت است لذا در آن ساعت بیماران به هوش می آیند ودردها ساکن میشوند،وکسی که شب را نخوابیده در این ساعت به خواب میرود،وخداوند این ساعت را دردنیا موجب علاقه کسانی که به آخرت رغبت دارند وازبرای عمل کنندگان آخرت دلیلی واضح ساخته،وبرای منکرین به آخرت حجتی گردانیده است،عالم:درست گفتی،عالم:خبر بده مرا از ساکنین بهشت که چگونه غذا میخورند ومی آشامند ولی تخلیه ندارند؟نظیرش در دنیا چیست؟امام: مثل آن بسان جنین است که در شکم مادر میخورد ولی بول غلىٔط ازاو جدانمیشود،عالم:کاملا درست گفتی،عالم:خبردهید مرا ازآنچه مشهور است که میوه های بهشت کم نمیشود و هرمقدار از آنها خورده شود باز به حال اول باقی است،آیادردنیانظیری دارد؟امام:نظیرش در دنیا شمع افروخته یاچراغ است که اگر صذ هزار چراغ از آن روشن کنند نورش کم نمیشود وبه حالت اول خود باقی است.عالم:درست گفتی.عالم:خبردهید مرا از دو نوزاد که هردو دریک ساعت متولد شدند ودر یک ساعت ازدنیا رفتند،ولی یکی ازآنها۰۵۱ سال ودیگری۰۵سال عمر کرد.امام:آن دو پسر (عزیز و عزیر)بودند،آن دو در یک ساعت متولد شدند وباهم ۰۳سال زندگی کردند ،بعدخداوند عزیر داقبض روح کرد و۰۰۱سال سال درصف مردگان بود،ولی عزیز همچنان زندگی میکرد،پس از صد سال خداوند عزیر را زنده کرد،وبه دنیا برگرداند واو ۰۲سال با برادرش عزیز زندگی کرد،سپس هردو آنها در یک ساعت ازدنیا رفتند،روی این حساب عزیر۰۵سال عمرکرد ولی عزیز۰۵۱سال.
عالم نصرانی که از امام حیرت زده شده بود،گفت:از من داناتر و بهتر آورده اید تامرارسوانمایید؟!،به خداوند قسم تا این مرد دانشمند وبزرگوار درشام است من باشما سخن نمیگویم و ازمن چیزی نپرسید.
- ۵۷۶
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط