یه وقتایی،

یه وقتایی،
یه حرفایی،
چنان آتیشت میزنه
که دوست داری فریاد بزنی،
ولی نمیتونی!
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی!
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،
به این میگن
"درد بی درمون"......
دیدگاه ها (۲)

هرکسی با دلبرش رد شد مرا سوزاند و رفتتشـنگی اطـرافِ دریا بیش...

هرگز نکشممنّتِ مهتاب جهان راتاریکی شب‌های مـراروی تــو کافی‌...

دوستت ندارم…نه ندارم…ولی نمی دانمچرا وقتی صدایت را می شنومفص...

جهنم رابه جان می خرم !بوسیدنت،اتفاق کوچکی نیست...

وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، وقتی هر گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط