ماه من!

ماه من!

ازخیالم که میگذری
خواستنت
چون پاره ابری کوچک
دردلم چکه میکند
وعاشقانه ای
ازپنجره دستانم
به نجوای باران سرک می‌کشد
دستانم را دایره وار دور دلت حلقه میکنم

عزیزدلم!

مبادافکرکنی داستان اسارت ست
این حکایت را به"زیاد خواستنت" تعبیرکن
دیدگاه ها (۲)

لحظه های هستی من از تو پر شده ستدر تمام روزدر تمام شبدر تمام...

دست های تومرا به خدا می رساندو دستهای منمرا به توپله پله پُر...

اگر فردا آخرین روز دنیا باشد جالب است!تمام خطوط تلفن دنیا پر...

متن قشنگیه :بگذار آدمها تا میتوانند " سنگ " باشند ؛مهم این ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط