در میان بی کسی هایم انکه تنهایم نگذاشت تنهایی بود

در میان بی کسی هایم انکه تنهایم نگذاشت تنهایی بود
بنازم وفایش را که تنها او وفا کرد
انقدر ماند که تمام زندگیم را فرا گرفت
تنهایی میداند که دیگر هیچکس شریک زندگی من نخواهد شد
دیدگاه ها (۲)

ما به تنهائی مدرنی مبتلا هستیمحتی این شهربا همه ی شلوغی اشخ...

ودرلــــی دهـــری اشکثر من الاهل منخلـــهوفراگهم چـــن سهم و...

گمان می کردم می اید می ماند و به تنهاییم پایان می دهدامد رفت...

اشکی لک امن الــــوکت روحی اعتقد    شلهاواتـــلـــوم بیه الخ...

💙روزی که عشق پدید آمد، دو دنیای جدید و متناقض هم پدید آمد دن...

راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دیده‌ا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط