‏در خیابان‌هایی

‏در خیابان‌هایی
که هرگز آمد و شد نداشت ...
در ساعاتی که می‌دانستم مشغولِ کار است ...
در خانه‌هایی که اصلا صاحبانِ آن‌ها را نمی‌شناخت ...
همیشه منتظرش بودم .......








دیدگاه ها (۴)

باید سال‌ها می‌گذشت تا یاد بگیرم که مُردنِ دیگران، تنها راه ...

هیچ چیزی در دنیا به این نمی ارزد که انسان از آنچه دوست دارد ...

بر او ببخشائید ...بر او که از درون متلاشی ست ....اما هنوزپوس...

چه کسی‌ ‌می‌تواند این همه خراش‌های کوچک و کُشنده را ...این س...

مسئولان کشور دولت و صدا سیما در عمل ضد ولایت فقیه

اسم رمان: سایه ای که پدرم بودمعرفی: همه می‌گفتند او مردی سرد...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط