پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست ؟ گفت عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند.

و فراموش کرد !!!
صبح جنازه نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا از پای در اورد!

مواظب وعده هایمان باشیم رفقا

.
دیدگاه ها (۵)

🌹 سلام‌‌‌دوست داشتن زوری نیستاختیاری‌ستاداری هم نیست ساعت کا...

رئالیاش لایک کنن

ابلیس

My friend ♡:)part.10._..نه ندارم..《حرفشو قطع کرد 》+..خیلی خب...

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط