"داستان اوی مــجازی "

"داستان اوی مــجازی "

تقدیم به دوستای مجازی ،

# بدون مخاطب #


همه چیز از یه لایک شروع شد . . . . !
یه شب , دلم گرفته بود . . . .
من می نوشتم ,
اون لایک می کرد . . . .
اون می نوشت ،
من لایک می کردم . . . .
هر دو یک درد داشتیم . . . . !
درد تنهایی . . . .
نوشته هامون به دلِ یکدیگر می نشست . . . . !
شروع کردیم به کل کل . . . .
شبِ بعد . . . . !
سر همون ساعت . . . .
و . . . .
روزها گذشت . . . . !
دیگر او ،
یک اوی معمولی نبود . . . . !
تمام زندگی من بود . . . . !
او . . . .
پاره ای از وجودم شده بود . . . .
او سراسرآرزو و امید من شده بود . . . .
گذشت و گذشت . . . .
تاریخ تکرار شد . . . .
همین اتفاق دوباره افتاد . . . .
روزی او شعری نوشت . . . .
دیگری برایش لایک زد . . . . !
گویی لایک اش خوشگل تر بود . . . .
خوش آب و رنگ تر بود . . . . !
صفای دیگری داشت . . . .
اینجا بود که فهمیدم ،
اوی من با یک لایک آمد ،
و با یک لایک رفت . . . . !

@ دوستای گرام مواظب اوها و لایکهاتون باشین ^---^
باتشکووووور @
دیدگاه ها (۲۸)

قط کننده زنجیره نباشینخیلیا هم اکنون مونتظره این پیامتون هست...

هن!؟؟؟؟

^---^خدا عاقبتشونو بخیرکنههههه

دیوونه ها بیان حازری بزننیولااااااعسلومه علیکوووم دیوونه هاا...

مترجم یه دنده پارت 2تند تر قدم برداشتم صدای بلند سامیار از پ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط