یه روز رفته بودم خیارشور بگیرم وقتی وارد مغازه شدم گفتم آ

یه روز رفته بودم خیارشور بگیرم وقتی وارد مغازه شدم گفتم آقا نیم کیلو خیارشور بده
برام نیم کیلو کشید داد بهم ،
یه نگاه به خیارشورها کردم گفتم ببخشید میشه یه کیلوش کنی
گفت: شما گفتی نیم کیلو حالا میگی یک کیلو ...
گفتم: ببخشید حواسم نبود !
اون آقا یه کیلو را برامون کشید ،
من دوباره یه نگاه به خیارشورها انداختم ، گفتم ببخشید میشه یک و نیم کیلو بدین !
گفت: حالت خوبه؟ شما که همین الان گفتی یک کیلو بده.
گفتم: ببخشید دیگه تکرار نمیشه ...
حالا همه اینا به کنار بعد دو ساعت دست کردم تو جیبم دیدم پولم اندازه نیم کیلو خیارشوره ...
بهش گفتم من اندازه نیم کیلو خیار شور پول دارم
یه لحظه بهم نگاه کرد و بعد هر دو دویدیم ...
روزگاری شده ها، اصن یارو دیوانه بود
دیدگاه ها (۱)

میخوام چندتا از اون دردایی که دخترا دارن براتون بگم ... . . ...

از یه مرد می پرسن: زنت روز مرد چی برات خرید؟ می گه: اون مزد...

دیدین تو فیلما میرن رستوران گرون قیمت و وسطاش با هم دعواشون ...

امروز رفتم تو کلاس یهو یکی از دخترای کلاسمون پرید جلو گفت: ...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

رمان

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

سناریو باچیرا وقتی بهش بی توجهی میکنیم.بسم الله الرحمن الرحی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 147♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

پسر بد (55)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط