پروردگار

پروردگار
چون مرا با تُو
آشنا کرد و
به خانه اَش رفت
با خود گفتم
بَر کاغذی آبی
در پاکتی آبی
نامه ای برای او
بنویسم و آن را
با اشک آبی بشویَم
و با این جمله آغاز کنَم
می خواستم او را
سپاس گویم‌
که تُو را
برای من بَرگُزید
آنطور که
به من گفته اَند
پروردگار ، فقط
نامه های عاشقانه
را دریافت می کنَد و
تنها به نامه های عاشقانه
جواب می دَهَد
دیدگاه ها (۴)

تا در فلک عشق بچرخم به مدارتخورشید تویی ذره منم حول و کنارت...

مهربانم با دل ما مهربانی می کنی ناز شستت این چنین دل را روان...

همیشه چشمانتدو چشمه‌اند در خواب‌هایمو همین است کهصبح که شعرم...

خو کرده ام به اخمت لبخند لازمم نیستقربان قهوه ی تو من قند لا...

💙 آیری میزوکی * سن: ۱۷ سال * جنسیت: دختر * شغل: جادوگر جوجو...

✨ بعضی آدم‌ها به دنبالِ زمانِ مناسب‌اند...من به انسانی تبدیل...

‌♨️ نامهٔ شیخ نعیم قاسم به قالیباف: 🔹کلمات از بیان سپاس عمیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط