بیا دوباره بمیران غمِ جوانم را

بیا دوباره بمیران غمِ جوانم را
و مخفیانه بسوزان لب و دهانم را
دوباره پرسه بزن در جهانِ بی‌نورم
به یک اشاره بجُنبان ستارگانم را
کجاست سایه‌ی دستی میان کافه‌ی دل
که رقصِ پاش برقصاند استکانم را
حیاط خلوتِ من شب‌نشینِ خاطره‌هاست
سکوتِ پنجره کم داشت مهربانم را
سیاه‌روزیِ شبهای من! فقط یکبار
به سوی ماه نگهدار نردبانم را
چه خوب شد که نیامد که نشنود هر بار
صدای عقربه‌های کشانْ کشانم را
دیدگاه ها (۱)

بیا دوباره بمیران غمِ جوانم راو مخفیانه بسوزان لب و دهانم را...

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط