ووشیان همینطوری شم تو بغل وانگجی بود

ووشیان همینطوری شم تو بغل وانگجی بود
خب وانگجی قربونت بشم دورت برگردم یه بار کامل بغل ش میکردی
دیدگاه ها (۰)

وانگجی

یعنی اینجا من تو مرز سکته بودم از بس ذوق کرده بودم

اینجا وانگجی داشت تحمل میکرد ووشیان رو ولی ووشیان خودش کاری ...

من اینجا نتونستم لان رو ترک کنم که جواب برادرش رو نداد و رفت...

شیائو تو بغل ییبو 🎀🍁☘️یا بهتره بگم ووشیان تو بغل وانگجی ☘️🍁🎀

‏دلم واسه قربون صدقه تو‌ جملات رندومت ضعف میره واقعاعزیزدلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط