آخ، چقدر دلم می‌خواهد

آخ، چقدر دلم می‌خواهد
تک‌تک حرف‌هایت را از تنم بیرون بیاورم.
برای آخرین بار لمسشان کنم،
لبخند بزنم... اشک بریزم
و آنقدر مرتب در چمدانم بچینمشان که آب از آب تکان نخورد.
دلم می‌خواهد
با خیالی راحت،
پیراهنی از حرف‌های «او» به تن کنم!
نمیدانی چقدر بااااید به نداشتنت تکیه کنم
و نگاهِ او را...آخ!
چقدر امسال باید
همه چیز را از اول شروع کنم
و همه چیز را
برای اولین بار، تمام!

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۳)

کافه ها رو پیِ تو می‌گردم☕️صندلی به صندلی، میز به میز🪑تو توو...

زندگی نمایشی استکه هیچ تمرینیبـراے آن وجـود ندارد ...پس آواز...

به آدم های این دوره اعتباری نیست؛یک دل و هزار دلبرند لاکردار...

اگه بى‌رحمانه شكسته شدى، اماهنوز هم شجاعت اینو دارى كه باموج...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.35(از زبون جونگ‌کوک)این ر...

Letter.عزیزم...اگه این نامه به دستت رسید‌، یعنی من دیگه نیست...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط