پارت
پارت 1
جیمین:داشتم کارامو انجام میدادم که دیدیم صدای خنده از بیرون میاد دیدم دوتا دخترن اما دختره که مو هاش باز بود خیلی قشنگ بود یه لحظه خواستم برم پایین نگاشون کنم دیدن دارن خداحافظی میکنن اما دوستش گفت ساعت سه بیا رستوران لینگی سو
رزی: با دوستم قرار بود بریم قدم بزنیم رفتم آماده شدم این دفعه موهام رو باز گذاشتم وسط راه شروع کردیم به هم کرم ریختن بلند بلند می خندیدیم دیدم که یه مرد داره بهم نگاه میکنه دیدم یه آقای معروف که خیلی هم پولدار بود دیگه باید می رفتم
که ..........
لایک ۳۰
کامنت ۵
دنبال کنندگان ۴ نفر اضافه بشه
جیمین:داشتم کارامو انجام میدادم که دیدیم صدای خنده از بیرون میاد دیدم دوتا دخترن اما دختره که مو هاش باز بود خیلی قشنگ بود یه لحظه خواستم برم پایین نگاشون کنم دیدن دارن خداحافظی میکنن اما دوستش گفت ساعت سه بیا رستوران لینگی سو
رزی: با دوستم قرار بود بریم قدم بزنیم رفتم آماده شدم این دفعه موهام رو باز گذاشتم وسط راه شروع کردیم به هم کرم ریختن بلند بلند می خندیدیم دیدم که یه مرد داره بهم نگاه میکنه دیدم یه آقای معروف که خیلی هم پولدار بود دیگه باید می رفتم
که ..........
لایک ۳۰
کامنت ۵
دنبال کنندگان ۴ نفر اضافه بشه
- ۸۶
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط