گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی
گفت حق است که با آتش ما دم سازی

گفتم این عدل نباشد که دلم ریش شود
گفت این سادگی توست که دل می بازی

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

خنده‌ات اردیبهشت و رفتنت آبان عمرمآتش چشم تو بهمن، بوسه‌ات گ...

آن‌ قدر تو را به شعر می‌نویسمتا تمام شود جان در شعر فارسی#ار...

صبح باران که بگیرد تَرِ باران نشویخیس از بارش پی‌درپی گیلان ...

تابعی‌ست ز چشم عشوه‌گر و ناز نگارکیفیت شعری که ز گلخانه او م...

مکتب عشق

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

شبی از سوز دل گفتم قلم رابیا بنویس غم های دلم راگفتا برو بیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط