می خواهم برگردم بهروزهای کودکی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که
پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در
آغوش مادر خلاصه می شد
بالاترین نــقطه ی زمین
شــانه های پـدر بــود …
بدتـرین دشمنانم
خواهر و برادر های خودم بودند
تنــها دردم،
زانو های زخمـی ام بودند
تنـها چیزی که می شکست
اسباب بـازی هایم بـود
و معنای خداحافـظ
تا فردا بود
بچه که بودیم آرزومون بزرگ‌شدن بود،
بزرگ که شدیم، حسرت برگشتن به بچگی‌رو داریم. - بچه که بودیم تو بازی‌هامون همه‌اش ادای بزرگ‌ترهارو درمی‌آوردیم،
بزرگ که شدیم، همه‌اش تو خیال‌مون برمی‌گردیم به بچگی
راستی جلوی کدوم مغازه پا به زمین بکوبم
تا برایم بچگی هامو بخرن.!!!!!
دیدگاه ها (۱۲)

چقدر خوب ، که هستی !چه خوب که هوای مرا داریو چه خوب تر که دو...

چه آرامشی در من استوقتی با منیو چه آشوبیده‌امبی تودور نشو .....

با تمام مداد رنگی های دنیابه هرزبانی کهبدانی یا ندانی!خال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط