رییس من

رییس من

پارت4
کوک:خوبه( بم*جدی)
ا.ت کوک الان باید کاری انجام بدم؟
کوک:بله،این جارو امضا کن( اشاره به برگه جلو ا.ت)
ا.ت:باشه.
*تمام برگه رو پر کردم تا رسیدم به اسم پدر،پدر ا.ت خیلی با ا. ت خوب بودو اجازه نمیداد مامانم داد بکشه سرم*
ا.ت:(به هق هق افتادو،یهو گریه کرد)

ویو کوک

یهو دیدم داره هق هق میکنه و یهو گریه کرد رفتم جلوش رو زمین نشستم و بغلش کردم و یهو فهمیدم یه لحظه لبام به لباش خورد سرخ شدن

ویو ا.ت

داشتم گریه میکردم که کوک اومد و بغلم کرد و یه لحظه لبام به لباش خورد
کوک:حالت.... خوبه؟(نگران.استرش)
__________________
بچه ها زیاد پارت قبل حمایت نشد ها
دیدگاه ها (۳)

رییس منپارت 5کوک:حالت خوبه؟( نگران.استرسی) ا.ت:اره.....هق......

رییس من پارت 𝟔 ویو ا.تدیدممم خونم ا.. ا... آتیش گرفتهههههه ...

رییس منپارت 3کوک داستان قبل:راستش ازش خوشم اومد، یعنی کار به...

بچه ها شاید فردا یعنی شنبه وقت نکنم بنویسم چون کلاس دارم و ص...

پارت ۳ غریبه مافیا

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط