من و تو مبهوت مادرقحبگیه این دنیا شدیم...

من و تو مبهوت مادرقحبگیه این دنیا شدیم...
و دستانمان تار عنکبوت احساس را لمس کرد..



#فی خالِدون . .
دیدگاه ها (۱۴)

دوست دارمیک روزِ کاملتو را قرض بگیرم از تقدیردور شهر بگردانم...

هه...دارم بهت خیانت میکنم....روی همان تختی که به باتو بودن ع...

سالی کہ بر مـــــن و تـــــو گذشت ...فقط سیصد و شصت و پنج رو...

...کاش میدانستیزنی که بغض داشتشانه هایِ تو را کم داشتکاش مید...

من دیانام . ¹³ سالمه بود . یادمه داشتیم از خونمون اثاث کشی ...

میشه لطفا فالو کنید...

دنیا پارادوکس عجیبی است:از یک طرف عظمتش را می بینی و حس میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط